محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

181

تحفه خانى ( فارسى )

كه آن رگ را شناسد و بداند كه چه مقدار خون مىبايد گرفت و پانزدهم رگيست كه فوق طحال است و فصد او نافع از اورام و علل طحال است و اما شرائين كه ازو فصد مجوز است اول از آن شريان صدغ است و فصد او از براى حبس نوازل از دماغ به چشم است در ابتداى نزول و مراد بسل در ميان كحّالان و جرّاحان اينست و دوم دو شريانست كه در پس گوش است و فصد او نيز از براى نزول آب و رمد و غشاوه كه پرده است كه موجب تيرگى چشم شود و از جهت غشا كه مراد شب‌كوريست نيز نافع است و در ازاله صداع مزمن قوى نافع است و سيم شريانست كه در حلق است و منفعت فصد او در امراض حلق است و استادان كامل او را فصد نتوانستن كرد و ممكن نيست فصد او و بر تقدير امكان بسيار خطر است پس ترك اين تدبير اولى است چهارم شريانست كه بر پشت كف دست است و فصد او را اطبا بالغ المنفعه در اوجاع كبد دانسته‌اند و اين را جالينوس بسيار مبالغه كرده است و چنين گفته كه مرا دردى در جگر بود و مزمن شده بود و يكى از حكما را بخواب ديدم كه مرا چنين فرمود و چون اين رگ را با فهم فصد كردم ازين علت خلاص شدم . [ 86 ] مقاله در بيان كيفيت فصد قيفال و اكحل را فوق مابض كه محل اتصال ساعد است با عضد از جانب انسى بايد كرد و فصد باسليق را مايل و فرودتر بجانب ذراع بايد كرد و در فصد اكحل حجام را احتياط بايد كرد زيرا كه دروى خطر است بسبب آنكه در تحت او عصبه است ناگاه نيش به روى نبايد و فصد او طولانى بايد و صواب در فصد